هرگز این جملات را به فرزندتان نگویید!



دنیای کودکی دنیای ظریف و حساسی است. زیرا کودک هر لحظه با اتفاقات تازه و تازه ای مواجه می شود که برای ما بزرگترها عادی به نظر می رسد.

دنیای کودکی، دنیای لحظات هیجان انگیز و دست نخورده ای است که سال ها به یادگار مانده است. در این دوران تعامل والدین و رفتار کلامی، جسمی و عاطفی آنها تصویر ذهنی را در کودک شکل می دهد که بر شخصیت فعلی و آینده کودک تأثیر مثبت و منفی خواهد داشت.

تنبیه بدنی و کلامی محروم کردن یا تحقیر شخصیت کودک به او احساس عزت نفس و ارزشمندی می دهد و یا از سوی دیگر از کودک فردی خودشیفته، مستاصل و آسیب پذیر با عزت نفس و اعتماد به نفس پایین می سازد.


ادامه مطلب


یکی از ابزارهای مهم ما برای تربیت، مقابله و پرسش از کودک، زبان و کلمات است. تقریباً از یک یا دو سالگی کودک به خوبی حرف و آرزوهای شما را می فهمد. زبانش را آهسته باز می کند و معنی کلمات را می داند. افعال را به خوبی درک می کند. اما از آنجایی که او هنوز مجهز به تفکر نیست، هر آنچه را که به او می‌گویید باور می‌کند و معنای پنهان یا استعاری آن را نمی‌فهمد. از این رو جملاتی هستند که در فرهنگ و ادبیات تربیتی ما بسیار پرکاربرد هستند، اما بر روح و روان و روحیه و آرامش کودک تأثیر منفی می گذارند. در ادامه تعدادی از این پیشنهادات را با هم مرور می کنیم و به شما آموزش می دهیم که از گفتن چه کلماتی به کودکان خودداری کنید و به جای آن کدام کلمات را بگویید.

جملات تحقیر آمیز

“من دیگر مادرت نمی شوم”

اگر بخواهیم دسته بندی کنیم، جملاتی وجود دارد که می توان آنها را «انحصاری» نامید. به عنوان مثال، عبارت “من دیگر مامان تو نیستم” که توسط مادران به عنوان نقل قول استفاده می شود، باعث می شود کودک احساس اضطراب و استرس کند.

کودک در هر صورت نمی تواند بفهمد و استدلال کند که شما مادر او هستید و به خاطر دعوای بچه، به هم ریختگی اتاق، داد و بیداد، کتک زدن بچه همسایه و… او را رها نکرده اید و از سمت مادری صرف نظر کرده اید.

کودک کاملاً باور دارد که شما دیگر مادر او نخواهید بود و این باعث اضطراب او می شود.

“دیگر دوستت ندارم”

ما به اشتباه فکر می کنیم همان احساسی که با شنیدن جمله «دیگر دوستت ندارم» در خودمان ایجاد می شود، لزوماً در کودک بیدار می شود. برعکس، کودک فقط حرف های شما را می شنود. او فکر می کند که دیگر او را دوست نداری و لیاقت ندارد که او را دوست داشته باشی.

این جمله باعث می شود کودک احساس «ناامنی» کند و برای به دست آوردن قلب شما دست به هر کاری می زند. چیزهایی که ممکن است با قوانین دنیای بزرگسالان سازگار نباشد.

“کاش به دنیا نمی آمدی”

جملاتی مانند «کاش به دنیا نمی آمدی» یا جملاتی به همین معنا; مانند “قبل از بچه دار شدن چقدر راحت بودم” “کاش مهدکودک 24 ساعته بود” “کاش مدارس زودتر باز می شدند و من از دست تو آزاد می شدم” باعث می شود کودک این باور را داشته باشد که او ارزشی ندارد و وجودش هم ارزش دارد. زیاد و زائد

این جملات که بار منفی زیادی به همراه دارند، هیچ گاه کمکی به سیستم آموزشی شما نمی کنند و کودک شیطون، پرمشغله و بازیگوش شما را به کودکی آرام و با دقت تبدیل نمی کنند. این جملات زهرآگین شما فقط او را بی ارزش می کند و بذر نفرت و نفرت را در دلش می کارد.

حتما بخوانید:
انتخاب خوب لباس بچگانه

جملات را علامت گذاری کنید

جملات برچسب جملاتی هستند که در آنها ویژگی های منفی را به کودک نسبت می دهید، مثلاً او را به خودتان بیاورید و به او تذکر دهید. مانند این جملات:

“تو شیطون ترین بچه ی دنیا هستی!” غم انگیز است که یک کودک سه چهار ساله هم باید یک جمله را در ذهنش حل کند. او مهارت در نظر گرفتن و هضم پیشنهادات منفی را ندارد. قبل از نظرات شما، او فقط می تواند به یک راه فکر کند. ایمان داشتن! این! هر برچسبی که به فرزند خود بچسبانید، برای همیشه او را در یک دسته بندی خاص قرار داده اید.

«چه گناهی مرتکب شدی که شاگرد نادان فرزند من شدی؟

کودکان به زمان نیاز دارند تا به مطالعه، نوشتن تکالیف و به طور کلی سیستم مدرسه عادت کنند. این زمان برای کودکان هرگز یکسان نیست. فرزند شما ممکن است سه ساله باشد و هنوز نتواند با این سیستم کار کند.

او را درک کنید و به او برچسب درس خواندن، هوش و استعداد ندهید. «تو تنبل ترین دانش آموز کلاس هستی»، «این دست خط بد را از کجا آوردی»، «خیلی بد می نویسی»، «تو ریاضی خیلی بدی»، «دیکته ات هیچ وقت خوب نیست» و…

صبور باشید و به فرزندتان اعتماد به نفس بدهید. به جای عصبانی شدن، غمگین شدن یا مقایسه فرزندتان با سایر کودکان، روی استعدادها و توانایی های خاص فرزندتان تمرکز کنید.

جملات تهدید آمیز

“من الان دارم میرم”

گاهی آنقدر خسته هستیم که چیزی جز تهدید نمی ماند. اما کودک تهدید ما را کامل می داند. او احساس ناتوانی و گناه می کند و فکر می کند که به خاطر شغلش باعث شده او را ترک کنید. باید بدانیم که کودکان متفاوت از ما فکر می کنند. به قول خودشان «کتک زدن»، «پریدن روی مبل»، «بی توجهی به درس و امتحان» و… بد نیست.

آنها بر اساس غرایز خود زندگی می کنند و در مورد جهان یاد می گیرند. مثلاً اینکه کودکی بخواهد به استخری پر از آب بپرد، نشانه بی هوشی او نیست، فقط نمی داند چه چیزی در انتظارش است و باید مهارت چنین کاری را داشته باشد.

به جای عصبانی شدن، غمگین شدن و مقایسه کردن فرزندتان با کودکان دیگر، روی استعدادها و توانایی های خاص فرزندتان تمرکز کنید.

اگر به این نکته دقت کنیم که کودک متفاوت از ما فکر و استدلال می کند و تجربه بزرگسالان را ندارد، کمتر عصبانی می شویم. حال تصور کنید که کودک تهدید به ترک شود زیرا او نمی داند چه چیزی اشتباه است و بسیار خوب و عادی به نظر می رسد. فقط خودتان را جای او بگذارید تا میزان سردرگمی و گناه او را درک کنید.

“من تو را از خانه بیرون می کنم”

تصور کنید با کمک این پیشنهاداتی که فکر می کنیم می توانیم به کودک خود بیاموزیم و آرام کنیم، در عوض چه نوع اضطرابی را وارد زندگی کودک می کنیم؟ هر آدم منصفی از آن غر می زند. آیا کودکانی را دیده اید که روزی هزار بار از مادر و پدرشان می پرسند هنوز هم مرا دوست دارید؟ “دوستم داری؟” یا اگر پدر و مادرش بخواهند سر کار بروند، یا چند دقیقه ای را به استحمام و فعالیت های دیگر اختصاص دهند، کودک اجازه نمی دهد و به آنها می چسبد، یکی از دلایلش استفاده از این جملات است; زیرا او معتقد بود که می توانید او را ترک کنید یا او را درمانده بگذارید و دیگر برنگردید.

حتما بخوانید:
مهاجرت به کانادا از طریق پناهندگی - صدای مهاجر

جملات منفی

“اوه دیوار بد”

بچه دوید و روی زمین افتاد و سرش را به دیوار زد و حالا به سمت آسمان فریاد می کشد. چه می کنیم بیایید با در و دیوار دعوا کنیم! “اوه دیوار کثیف، کور شدی؟” “بیا به دیوار مامان بزن” “به دیوار زدم او حواسش به بچه ام نیست آرام باش” و چند بوسه و نوازش در حالی که بچه را حمل می کنیم.

این قضاوت ها که همگی ناشی از سلب مسئولیت از کودک است به او می آموزد که همه مقصرند جز او! حتی اشیای بی جان مانند دیوار، ستون، تلویزیون و غیره نیز در چنین مواقعی به جای تقصیر، کودک را در آغوش بگیرید، نوازش کنید و ببوسید و بر زخمش مرهم بزنید. وقتشه بهش بگی چیکار کنه که دیگه به ​​در و دیوار نزنه، بذار از یه موقعیت دردناک رها بشه.

“هیچی مثل اون”

ما فقط می دانیم چگونه کودکانی را که بخاطر آمپول گریه می کنند با گفتن “آمپول درد نمی کند”، “هیچ چیز” و غیره آرام کنیم. اینها جملاتی است که تمام احساسات کودک را باطل می کند.

کودک با تمام وجود احساس درد می کند و ما فکر می کنیم که اگر بگوییم: «چیزی نیست. به درد نمیخوره!» او آرام می شود. البته اینطور نیست. بلکه او فقط به شما اعتماد ندارد و هر بار که به او می گویید «مسئله مهمی نیست و نباید نگران باشد» به جای درک شدن، یاد روزهای دردناک انکار شدن می افتد.

به فرزندتان بگویید: «می دانم که درد دارد، مادر، اما بدنت باید این درد را تحمل کند تا دوباره سالم شود. می توانی گریه کنی و حتی فریاد بزنی، اما می گذرد و خوب می شوی.”

جملات مقایسه ای

“مثل خواهرت آرام باش”

در حال حاضر، حتی مادران و پدران تازه وارد می دانند که مقایسه تأثیر منفی روی کودکان دارد، اما برخی هنوز برای شروع رقابت سالم به این روش قدیمی روی می آورند. به محض اینکه کودک احساس کرد با دیگران مقایسه می شود، از خود دور می شود و احساس نفرت می کند. با این کار، او دشمن کسی می شود که شما او را با او مقایسه می کنید. فرقی نمی کند بچه همسایه باشد یا خواهر. کودک خود را مستقیم یا غیرمستقیم با کسی مقایسه نکنید. در هیچ سنی مقایسه نکنید.

مراقب باش! ما باید در ارتباط با کودکان و بیان کلمات و جملات بسیار مراقب باشیم. زیرا آنچه از دهان ما بیرون می آید می تواند شخصیت معشوق ما را بسازد یا بشکند. با سخنان محبت آمیز خود او را در راه رسیدن به زندگی امیدوارتر تشویق می کنیم، اما با سخنان مسموم و مخرب فرزندمان را دچار لغزش و لغزش می کنیم و جز ناامیدی و درماندگی چیزی برای او به ارمغان نمی آوریم.

منبع: فارس

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort android rat duşakabin fiyatları fud crypter hack forum bayan escort - vip elit escort lyft accident lawyer html nullednulled themesViagraAşık Etme Büyüsüsugar rush oynabomb bonanza oyna