نام «شخچاراق» از کجا آمده است؟



احمدبن موسی (ع) در خراسان نزد امام رضا می رفت و در راه شیراز مورد شکنجه قرار گرفت و داستانش این بود: «مامون عباسی از محبوبیت احمد بن موسی در بین ایرانیان و اعراب خبر داشت و دستور داد احمد بن موسی را در تاریخ 1386 به قتل برسانند. راه «. تا به خراسان رسید… وقتی کاروان احمد بن موسی به شیراز رسید، حاکم وقت شیراز با چهل هزار سرباز در هشت فرسخ شیراز اردو زد… و از کاروان بنی هاشم خواست که به مدینه بازگردند. .. سرانجام جنگ سختی در گرفت و احمد بن موسی شکنجه شد».

در مورد نام شاهچراغ نیز داستان معروفی وجود دارد که در کتاب قیام السادات علوی چنین آمده است: «تا زمان امیر عضدالدوله دلی هیچکس از دفن حضرت احمدبن موسی (ع) و چه چیزی خبر نداشت. سرپوشیده قبر بیش از آن بود که خانه های زیادی در اطراف ساخته شده بود و مسکن برای ساکنان وجود داشت. پیرزنی در پایین این تپه خانه ای گلی داشت و هر شب جمعه در ثلث آخر شب نوری بر بالای تپه خاکی می تابد و تا سحر روشن بود. چند شب جمعه مواظبش بود، چراغ با همان کیفیت می سوخت. با خود اندیشید، شاید در این مکان قبر یکی از امامزادگان یا اولیای خدا باشد، بهتر است به امیر عضدالدوله اطلاع دهد.

پیرزن در طول روز به محل سکونت امیر عضدالدوله دیلمی رفت و از کیفیت آنچه دیده بود گفت. امیر و حاضران از این گفته او تعجب کردند. درباریان که به این قضیه اعتقادی نداشتند، هر کدام به سلیقه خود صحبت می کردند. امّا امیر که مردی با وجدان پاک و دلی پاک و آزاد بود گفت: غروب اول جمعه شخصاً برای اطلاع از آن به خانه پیرزن می روم. چون شب جمعه فرا رسید، پادشاه به خانه پیرزن آمد و در آنجا دور از خادمان و درباریان به خواب رفت و به پیرزن گفت که با روشن شدن چراغ مرا بیدار کن. وقتی که ثلث آخر شب بود، پیرزن طبق معمول نوری درخشان تر از سایر غروب های جمعه دید و از شدت خوشحالی که به او می داد، به بالین امیر عضدال دل رفت و سه بار فریاد زد: «شاه! لامپ”؛ و از آن زمان شاهچارگ نامیده شد». و روايت ديگرى است كه چنين ادامه داده است: «عضدالدوله نور را آشكارا ديد و در شگفتى عجيبى بود». متعجب و متفکر به خانه خود بازگشت و با خود گفت: چگونه و از کجا این علائم و نشانه ها پدید آمد و آنچه دیدم خواب بود یا بیداری؟ در این شگفتی به خواب رفت و فکر کرد. در عالم رؤیا به زیارت بزرگوار جلیل القدر سیدی رفت که به او گفت: ای امیر چه خوابی می بینی؟ در این مکان مدفونم و من احمد بن موسی الکاظم هستم… و چون عضدالدوله این را شنید و گفت خوشحال از خواب بیدار شد.
منبع: فارس

حتما بخوانید:
بهترین داروهای گیاهی آرامبخش + 14 گیاه دارویی و دمنوش

دیدگاهتان را بنویسید

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik android rat duşakabin fiyatları hack forum fethiye escort bayan escort - vip elit escort html nullednulled themessugar rush oynabomb bonanza oynajoybetjoybetbahis siteleriMobil Ödeme Bozdurmarekorbetbetboogenco bahis