شش راه برای ایجاد حمل و نقل بهتر با کمک سگ شما

همین توان محاسبات ابری و فناوری‌های مدرن را دارای فهم عمیقی از راستا حمل و نقل محصول از جمله تدارکات، حمل و نقل و برنامه‌ریزی ادغام می‌کند. مهم همین حال، برای هیکل، سنت سوسیالیسم دموکراتیک – توزیع مجدد رادیکال، مالکیت عمومی، کالازدایی و استعمار زدایی – دست کم پاسخی مؤثر به سؤالات توان و هماهنگی می دهد که جکسون عمدتاً از آنها اجتناب می کند. هیکل به جهت تمام جنبش صحبت می‌نماید هنگامی می‌گوید که «اگر نزاع ما به جهت یک اقتصاد زیست‌محیطی‌تر به پیروزی برسد، باید به دنبال بسط دموکراسی در هر چه جایی که ممکن است» – به نهادهای بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول، بانک مرکزی، حاکمیت شرکتی، استخر مشترک. مدیریت منابع و رسانه ها و اصلاحات رادیکال مالی انتخابات. روستو پرسید: «جامعه سنتی چطور باید به شکافت یک قدرت پیشرفته‌تر واکنش نشان دهد: مانند ژاپنی‌ها، دارای انسجام، شتاب و قدرت. دارای ساختن فضیلتی از بی عاطفه بودن، مثل ایرلندی های مظلوم قرن هجدهم. مهم تغییر آرام و بی میلی جامعه سنتی، نظیر چینی ها؟ همانطور که روستو ابلاغ کرد، هدف همین بود که رشد را به «شرایط عادی» اقتصاد تبدیل کنیم، چون «به عنوان مثال، منافع مرکب در عادات و ساختار نهادی آن ساخته می‌شود». در اقتصاد جهانی امروز، رشد درآمد یا این که تولید، در هر مقیاسی از کمپانی گرفته تا دولت-ملت مستقل، تعیین‌کننده نخستین ظرفیت جذب سرمایه‌گذاری یا استقراض در بازارهای مالی میباشد که به نوبه خود دلیل تعیین‌کننده اساسی این سایت رویش آتی است. و غیره در یک چرخه ترکیبی. آیا می اقتدار پرورش اقتصادی را به نوع ای دنبال کرد که حال و روز را برای سیاره و ساکنان آن بدتر نکند: آیا همانطور که می گویند می توانیم رویش را از تکثیر گازهای گلخانه ای، کمتر تنوع زیستی و نابودی زیستگاه ها “جدا” کنیم؟ شیوه ها بایستی به ترتیب انجام شوند وگرنه تمام جریان کارها را به نیز می ریزید – و ممکن می باشد یک خرید کننده را از دست بدهید. نیازی به انقلاب نبود: بازارهای مدیر شده سرمایه داری پس از نبرد در نهایت، به طور مسالمت آمیز، ثمرات مدرنیزاسیون را به ارمغان می آوردند – جایگزینی غیرخشونت آمیز و خودتقویت کننده به جهت سلب مالکیت و جمعی سازی. به محض این که نوع رشد مناسب را بدست آوریم – «رشد سالم» قطع از سوابق زیست محیطی کثیف سرمایه داری – دیگر نگران رویش بیش از حد نخواهیم بود و در واقع بایستی از آن به عنوان راهی به سوی سرمایه داری «فراگیرتر» استقبال کنیم. ابزاری به جهت پرداخت هزینه انتقال آینده به دنیایی با تکنولوژی بالا و قلیل کربن. گویی دوران آنقدر کوتاه و فضای سبز انسان آنقدر سفت و طاقت فرسا است که راه‌حل دیگری نداریم. همانطور که آلفرد مارشال، پدرخوانده اقتصاد مدرن در سال 1890 ابلاغ کرد، این “تجار” هستند که “سرمایه و نیروی عمل مورد نیاز برای عمل را گرد نیز می آورند. آنها طرح کلی آن را تهیه یا “مهندسی” می نمایند و جزئیات جزئی آن را بررسی می کنند. تمامی چیز بر همین فرض پایدار هست که سرمایه تصمیم می گیرد و کارگر آنچه را که گفته می شود انجام می دهد. همین در مورد یافتن جایگزینی به جهت سرمایه داری نیست. در عوض، “این در مورد بازطراحی چیزی می باشد که داریم تا منزل زمینی ما را در یک پرخوری عظیم و روشن دل تکه تکه نکند.” ولی اهمیت هر میزان منطقی استدلالی، بار اثبات بر دوش بازرشدکنندگان نیست: بلکه بر عهده اشخاصی هست که به پرورش خویش پایبند هستند.

حتما بخوانید:
سانسور ساختاریافته رسانه های غربی و عربی درباره سلمان رشدی